تبليغاتX
با دستخط هاي بچه گانه
 سفر به گرای 360 درجه

 

سلام.

مطلب حاضر. یادداشتی است از دوست و برادر شاعرم هاشم کرونی در نقد کنگره سوم شعر فجر و کنگره هفدهم شعر دفاع مقدس که باعث بروز واکنش های مختلفی از سوی دوستان شاعر شد.

این یادداشت (با مقداری تلخیص) در روزنامه ی جام جم امروز ۲۷اسفند۸۷ صفحه۱۶(فرهنگ)درج گردید. اینک شما را به مطالعه متن کامل یادداشت دعوت می نمایم:

 

سفر به گراي 360 درجه

 

كنگره ي شعر فجر و كنگره شعر دفاع مقدس. نقطه مشترك اين دو رويداد را مي توان اينگونه خلاصه كرد: مديران و متوليان هر دو برنامه استراتژي دورنما و هدف مشخصي براي خويش تعريف نكرده اند و يكي بعد از هفده سال و ديگري بعد از سه سال هنوز فاقد يك چارچوب و متد اجرايي  مشخص است. به عبارتي  اين كنگره ها، سنگ " سيزيف" است كه هر سال دبيري بر دوش مي گيرد و بعد خواسته و ناخواسته از همان بالا پرتابش مي كند و باز روز از نو و روزي از نو. شده است حكايت مربي فوتبال سرشناسمان كه ادبياتش زبانزد است و وقتي مي خواست حداكثر تفاوت را مثال بزند گفت: " 360 درجه متفاوت شده ايم."

آري هرسال اين كنگره ها 360 درجه روي دايره روزمرگي و آمار دادن و گزارش كار پر كردن حركت مي كنند و بعد سر جاي خويش باز مي گردند. بي هيچ تغييري!

اين برنامه ها هر سال دبيري تازه انتخاب مي كنند. نقش دبير در اين برنامه ها قاعدتا بايد نقش پيمانكاري يك حركت فرهنگي باشد. كسي كه صاحب ايده و خلاقيت است و با روش هاي بكر و ناب خويش اهداف كارفرما را به منصه ظهور مي رساند. اما با توجه به آنچه ذكر شد، گويا متوليان امر دورنمايي ندارند و چهارچوبي تعريف نكرده اند چرا كه هر سال آقاي دبير مي آيد و نه تنها شيوه هاي اجرايي را عوض مي كند بلكه از بيخ و بن و اساس و اهداف و كلان نگره ها را نيز تغييرمي دهد. به چند نمونه توجه كنيد: البته قبل از ذكر نمونه ها بايد بگويم به هيچ وجه در پي اين داوري نيستم كه حق با كدام سويه و نگاه است و كدام سمت اين مثال ها محق است كه ان بحثي ديگر است و مجالي گسترده تر مي طلبد. و اما مثال ها:

يك سال دبير كنگره در مصاحبه هايش از لزوم دادن فضا به نگاه هاي متفاوت و جلوه هاي اعتراض (حتا ادبيات معترض به جنگ) سخن مي گويد و سال ديگر دبيري ديگر كنگره را حق  شاعران جنگ مي داند و خودي ها را محق مي داند. از برادران تني و ناتني شعر جنگ مي گويد و اينكه فضا، حق برادران تني شعر دفاع مقدس است و البته بگذريم از اينكه چه كسي صلاحيت دارد متصدي آزمايش "دي ان اي" شود و تني را از ناتني جدا كند!!

يك سال در شعر فجر 12 بخش و ديگر سال 6 بخش مي گذارند و محتوا هاي مختلف را بررسي مي كنند و ديگر سال قالب و كلاسيك و ازاد بودن ملاك داوري است.

يك سال دبير كنگره دفاع مقدس مي گويد نبايد سكه بدهيم و جايزه بايستي معنوي باشد و دليل ها ميآورند تا قانع شويم. سال ديگر، دبير برنامه بساط سكه پراكني مي گسترد و حتما محبوب هم خواهد شد.مگر كسي از سكه بدش مي آيد ؟ سكه مي دادند و نه كرسي آسمان زير پايشان آرام مي گرفت حال كه حتما دبير برنامه عزيز دل برادر خواهد بود آن هم در روزگاري كه به نقل دوست شاعر و روزنامه نگارمان در جام جم، فرداي فجر سوم برخي برگزيدگان خدا بيامرزي نثار ارواح رفتگان متوليان مي كردند از حل شدن مشكل اجاره خانه و پول خريد شب عيد... خوش به حالشان، ما كه ... پس زنده باد سكه!

يك سال دبير نازنين فجر از انبوه  زجر و زحمتي مي گويد كه كشيده تا  مديران را راضي كند به تجليل اخوان و منزوي در فجر و افسوس از عدم توفيق در تجليل بيژن نجدي. ديگر سال در گزارش برنامه مي خوانيم كه گفته اند اين برنامه مال ماست و لاغير و برگزيده اي گفته كه شاعران ايران فقط همين هايند كه اينجا تجليل شده اند و شايد اندك افرادي از قلم افتاده اند و بگذار باز ذكر كنم از ترس تكفير كه در همه ي اين موارد كار ندارم حق با كيست. سخن من هر لحظه به رنگي برآمدن بت عيار است...

به راستي بعد از 17 و 3 سال كجا هستيم؟ سر 360 درجه؟ نه ! بايد منتظر بمانيم ببينيم دبير بعدي كيست؟ زورش چقدر است؟ از چه كسي خوشش مي ايد و از چه كسي خوشش نمي ايد؟ سكه را ترجيح مي دهد يا كارت اعتباري و جايزه معنوي را؟

كساني كه مي گفتند سال ها حذف شده ايم حالا خودشان دبير كنگره مي شوند اما دريغ كه آنان نيز، تيم خويش را جمع كردند. راستي شما به كدام مخالفتان فرصت اظهار نظر و ابراز وجود داديد؟ كدام داورتان از تيم ديگران بود؟ كدام يك از چند كتاب كنگره را به ديگري سپرديد تا گردآوري كند. راستي سهم نسل ما چه شد؟ آنها كه حذف كردند، شما چه كرديد؟ نسل ما كجاي داوري و پژوهش و سخنراني هايتان بود؟

 از سوي ديگر، ملاك انتخاب داور چيست؟ ملاك داوري چيست؟ ليست كانديداهاي نهايي فجرسوم و منتخبانش را مرور كنيد. امسال هم همان هميشگي ها انتخاب شده اند. كي قرار است از اين ليست هميشگي بگذريم. يعني قرار است الي الابد تجليل ها تكراري باشد. كاش سيمرغ ابدي به اين دوستان بدهندو بگويند اعتبارش به اندازه همه ي دوره هاي شعر فجر از الان تا آخرين دوره برگزاري است تا خيال طرفين راحت شود!

 براي بخش جوان گفته اند راه يافتن 20 نفر در هر بخش برايشان افتخار است. در اين ليست 60 نفره برخي چهره ها هستند – تاكيد مي كنم برخي نه همه- كه شهرتشان از برخي داورهاي كنگره اي - تاكيد مي كنم برخي و نه همه – كه شغل شريفشان داوري است بيشتر است و برخي نيز شعرشان قدرتمندتر از آن برخي هاست. چگونه و بر چه اساس و بنياني مي خواهيد معرفي مان كنيد؟

 يكي از اين دوستان جوان با عصبانيت مي گفت ملاكتان براي انتخاب برخي افراد ضعيف كه در ديار خويش نيز جايگاهي ندارند در بخش چشم انداز چه بوده است؟ ليست انبوه برندگان را ببينيد! آيا شبانگاه آسوده سر بر بالش مي نهيد؟ من معتقدم در هر دو برنامه اخير آشكارا حق ضايع شده است. پس اگر به حق معتقديد راحت و آسوده نخوابيد. در يك جشنواره تقريبا همه داوران خود نيز با دست پر و با سكه به خانه مي روند و در ديگري داوري عزيز شعر مي خواند و ضعيف بودن شعرش اسباب سر رفتن حوصله حاضران است. اين كجايش با انصاف همسويي دارد.

من معتقدم حق خيلي ها ضايع شده است. مثلا در داوري هر دو كنگره ي امسال،حق استان فارسي ها ضايع شده است. حق الزحمه و حق داوري نوش جان و گواراي وجود! حلالتان باد! اما اگر وقت كرديد يك بار ديگر كار فارسي ها را، خصوصا سپيد سرايان فارس را با برگزيدگانتان مقايسه كنيد!

فايده اين كنگره ها چه بايد باشد؟ مثلا فرهنگ سازي و تشويق و الگو سازي. در بندر عباس تعداد هرمزگاني هاي حاضر در سالن چند نفر بود؟ در تهران چه درصدي از مردم فهميدند شعر فجر برگزار شده است؟ اين هم تقصير نسل جوان است؟

راستي يك سوال: چه كسي گفته عدالت يعني تقسيم مساوي همه چيز؟ در اين دو برنامه مد شده به همه استانها سهميه هاي مساوي بدهند در فجر  هر استان 3 جوان 3 پيشكسوت و 3 برگزيده عمومي و در دفاع مقدس نيز هر استان 3 نفر كه سهم هر موضوع يك نفر است. با كدام معيار حق خراسان رضوي با مثلا خراسان جنوبي  يكسان است؟ يا سهم اصفهان و يزد يا سهم فارس و كهكيلويه و بوير احمد؟

اين مساوي گرايي عدالت نيست كاريكاتوري از عدالت است كه حتا لبخندي را نيز سبب نمي شود.اصلا فايده جشنواره هاي استاني شعر دفاع مقدس چيست؟ از فارس با مهرباني و محبت و عنايت جناب حسام و زنجاني – كه صداقت و توانمندي هر دو را باور دارم و برادرانه دوستشان دارم- بخشي قابل تامل از برگزيدگان استاني فرصت حضور مي يابند اما دو شاعر توانمند از برگزيدگان پشت در مي مانند و يك شاعر كه نامش جزء برگزيدگان نيست با عنايت و حمايت  يك هم استاني كه در بنياد مشغول كار است مسافر بندر عباس مي شود. آن هم كسي كه علنا عليه جشنواره استاني  سخن گفته است؟ حال شما اگر داور جشنواره استاني بوديد در قبال اين سخن آن دو برگزيده كه شاعران ارجمند و بسيار توانمندي هستند چه مي گفتيد؟ در پاسخ به اين پرسش كه پس فايده جشنواره استاني چيست؟ فايده اش چيست وقتي برگزيدگان بمانند و ان خانم شاعر كه هنوز شعر كلاسيكش اشكال وزني دارد به مدد رفاقت راهي بندر عباس شود، زنده باد هتل و هواپيما!

من هاشم كروني نويسنده ي اين سطور عاشق شعرم و عاشق كلمه و كلام. با این نظام و ارزش های آن نیز بیگانه نیستم. برای جنگ و شهيدان عزيزش كتاب نوشته ام وبه پاس اين افتخار، سرم را بالا مي گيرم.  دنبال دبیری و  داوری و گرفتن  جای کسی هم نیستم پس تکفیرم نکنید. اگر اين حرف ها را گفتم از سر عناد نبود. انگي به نسل من نمي چسبد. اين ها حرف من نیستُ حرف نسل من است. لطفا با پيش فرض دشمنی برخورد نكرده و کین ورزی نکنید. من انچه شرط بلاغ بود گفتم تو خواه از سخنم... بگذريم. يا علي مدد. يا حسين" عليه سلام".

هاشم كروني

 شيراز- اسفند 87

برای مشاهده ی یادداشت در جام جم کلیک بفرمایید.

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم اسفند 1387 ، 20:1 توسط سید محمد امین جعفری حسینی
 

درباره وبلاگ

آفتاب باش تا اگر نخواهی بتابی تنوانی

پيوندها

مجموعه کامل وبلاگ های شعر1
مجموعه کامل وبلاگ های شعر2
مجموعه کامل وبلاگ های شعر3
چتر عطر باران را مي پراند
آلبوم تصاوير سيد محمد امين جعفري














خبرنامه





Powered by WebGozar