تبليغاتX
با دستخط هاي بچه گانه
 سفر كاروان شعر عاشورا

 

 

سلام

جاي همه ي شاعران وطن شعر خالي بود اما خدا مي داند كه هر لحظه از سفر كاروان شعر عاشورا با ياد دوستان خوب شعر گذشت و در هر گوشه از زيارت يادي از آن ها كرديم.مي خواستم چيزي شبيه سفر نامه بنويسم اما بهترين مطلب را اين شعر نوشته هاي برادرم سيد علي اكبر مير جعفري ديدم.

گزارش

* این گزارش مستند است . می توانید از همسفرانم (سید ابوالقاسم حسینی ژرفا ، محمود اکبر زاده ، احد ده بزرگی، مصطفی رحماندوست ، قاسمعلی فراست ،افشین علا ، سید محمد امین جعفری ، عبدالحمید رحمانیان ،هاشم کرونی، محمد برزگر،مجتبی احمدی ، مهدی پرویز، حسین عبدی  و .....)بپرسید.

 

کنار ضریح

باران موسمی نیست ،

 خبرها تب کرده اند

و انبوه زائران .

 

رو به رویم

دل ها ایمن نیستند .

 

و تنها چشم ها نیستند که می بارند

دقیق که می شوی

گردنبند رهاشده ی رباب است

روی سر زائران

یا تسبیح هزار و یک دانه ی حبیب   .

 

آن سو تر

 قتلگاه است

و از آن جا که بیرون می آیند

هنوز دستان بعضی ......(دستم  می لرزد که بنویسم!)

 

نگاه کنید !

حرم به وسعت آب های جهان

موج می زند .

 

این جا

 آن ها پیاده اند

زود تر می رسند

و پا برهنه ها  رسیده اند !

 

و آخرین خبر این که:

بین الحرمین

پیشانی کشیده ی زمین شده

از بس تب کرده است. 

+ نوشته شده در پنجشنبه نهم اسفند 1386 ، 22:27 توسط سید محمد امین جعفری حسینی
 

درباره وبلاگ

آفتاب باش تا اگر نخواهی بتابی تنوانی

پيوندها

مجموعه کامل وبلاگ های شعر1
مجموعه کامل وبلاگ های شعر2
مجموعه کامل وبلاگ های شعر3
چتر عطر باران را مي پراند
آلبوم تصاوير سيد محمد امين جعفري














خبرنامه





Powered by WebGozar