کودکان مکه بازی نمی کنند
با طمأنینه ی توأمی که داری
از کوچه ها گذشته ای و
بازی های کودکان مکه را
به بازی گرفته ای
احتمالا
نزول یکی از همان لبــ قند ها را دبده اند
ودارند ردّ ردایت رارصد می کنند
تا به گلابگیران قمصر کاشان برسند
و آواز های فرشتگان را
در دستگاه ماهور
در تمام گوشه های جهان
در تمام کوچه های مکه بشنوند
ونسیم همیشگی حجاز را
بین تردد و تردید ببینند
آنقدر آرام گام بر می داری
که کبوتر بی قراری بتواند
درآرامش شانه هات
آشیانه ای داشته باشد
تو آرام گام برمی داری و
کودکان کوچه های مکه
دست از تمام بازی هایشان کشیده اند
ودارند در توازی و توازن آن شانه ها
نشانه های خدا را
انشاء می نویسند
میان اینهمه ابرهه
ابراهیمی یافته اند و
تمام فامتش را
به طواف نگاه برداشته اند
و این تازه شروع شریعت توست
و تورا
جز آنکه امین آمنه باشی
به نام دیگری نمی شناسند