
بله
شلیک کن آقای دامون
به مشت های کوچک و
گره ی گرم ابروهام
نگاه نکن
شلیک کن
آقای ایهود
یا هر اسمی که به چشم های رنگی
و موهای بور می خورد
بزرگ تر شوم
که کجای دنیا را بگیرم
گیرم بزرگ تر شدم و
دنیای کوچک آدم بزرگ ها را
به تماشای ماشین های زره پوش شما
و مشت های مشتاق برادرانم نشستم
کجای دنیایتان را می گیرم ؟؟
کجای دنیایتان بنشینم
تا ابرمرد های مسلح
با ژست های مصلحانه
ما را به باد نگاه بگیرند و
مصالح دنیا را
در جیب هایشان جابجا کنند
بنشینند و
کینه های کهنه و
نا تمام شان را روی نقشه ها و
نقاشی هایمان
مین گذاری کنند
نه
شلیک کن آقای صلح
اسلحه
یا هرنام بر عکسی که داری
این همه راه را نیامده ای
که به نگاه زلال من زل بزنی
آمده ای
تا خون به خانه هایمان بپاشی
تا خنده های خمیده ی ما را
سانسور کنی و
خواب دنیا را خراب کنی....
سلح را به اختیار خودم و دنیایی که داریم بجای صلح برگزیدم
برای خواندن شعر های بیشتر روی تازیانه یا زیتون کلیک کنید